همه روز اول صبح - تاریخ: 1396/7/19 ساعت: 6:40
همه روز اول صبحسکه مهر و محبت رااز قلک دل برداریمو ببخشیم به اول نفریکه به ما می تابداولین عابر امروز که از کوچه ما می گذردو صمیمانه بگوییم:سلام...
بادکنک .... - تاریخ: 1396/7/19 ساعت: 6:40
وقتی بچه بودیم آرزومون این بود که وقتی بادکنک فروش میاد بریم ازش بادکنک گازی بخری. یه روز صبح زمستانی ولی آفتابی تا شنیدم صدای بادکنک فروش میاد به مادرم گفتم پول میدی بادکنک بخرم. یادم میاد 2 تومنی داد بهم (20 ریالی) رفتم یه بادکنک گازی نارنجی خوب یادم هست خریدم تا اومدم حیاط نمیدونم چی شد یکدفعه نخ...
موشک باران ..... - تاریخ: 1396/7/19 ساعت: 6:40
یادمه زمان جنگ که مدارس تعطیل شده بودند و ما هم برای اینکه در امان باشیم رفته بودیم جاجرود. یادش به خیر صبحها میرفتم بالای تپهها و ظهر میومدم خونه نهار میخوردم و بعد نهار میرفتم پایین توی رودخونه. دوستانی که مسیرشون به جاجرود افتاده باشه حتما میدونن که از طرف سد لتیان با 90 سال قدمت یک رودخانه جاریه...
امروزی که گذشت ...... - تاریخ: 1396/7/19 ساعت: 6:40
امروز ساعت یک ربع به شش بیدار شدم. معمولا همین ساعتها بیدار میشم چون عادت ندارم ساعت بالاسرم باشه یعنی ساعت فیزیولوژیکم اینطوریه. هر ساعتی هم بخوابم با همین ساعت بیدار میشم. طبق معمول دوش گرفتم پیراهن از کمد برداشتم سریع اتو کردم و حاضر شدم و یک لیوان شیر بازم طبق عادت خوردم کیف و کتاب و لپ تاپ رو ب...
خوشحالم ... - تاریخ: 1396/7/19 ساعت: 6:40
خوشحالم که مینویسم خوشحالم که هستم خوشحالم که دوستانی مانند شما دارم از نظرات که ارسال میکنید سپاسگزارم
مردان خدا ...... - تاریخ: 1396/7/19 ساعت: 6:40
مردان خدا پرده پندار دریدندیعنی همه جا غیر خدا هیچ ندیدندهر دست که دادند از آن دست گرفتندهر نکته که گفتند همان نکته شنیدندیک طایفه را بهر مکافات سرشتندیک سلسله را بهر ملاقات گزیدندیک فرقه به عشرت در کاشانه گشادندیک زمره به حسرت سرانگشت گزیدندجمعی به در پیر خرابات خرابندقومی به بر شیخ مناجات مریدندیک...
من غلام قمرم..... - تاریخ: 1396/7/19 ساعت: 6:40
من غلام قمرم..... تاريخ : سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ | 22:45 | نویسنده : بابک اعلم من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو ور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو گفتم ای عشق من از چیز دگر میترسم گف...
به من بتاب ... - تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 12:11
به من بتاب که سنگِ سردِ دره ام که کوچکم که ذره ام به من بتاب ... مرا زِ شرم مهر خویش آب کن مرا به خویش جذب کن مرا هم آفتاب کن ...
من به بند افسونم ........ - تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 12:11
من به بند افسونم ، من به بند افسونم یک دوروزه مهمونم میگریزم از دنیا ، شبگر د وپریشانم لب ز هر سخن بستم ، لب ز هر سخن بستم می نخورده سرمستم مستم از خیال تو ،تا که در جهان هستم ، تا که در جهان هستمای دل ای جان ، برو فکر دگر کن یاد یاران برو از سربه در کن ای دل ای جان ، برو فکر دگر کن یاد یاران برو از...
از جنگ بی شکوه احساسی اندک دارم - تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 12:11
از جنگ بی شکوه احساسی اندک دارماما آن چه به تمامی در میابمعشقی ست که آرزوی همگان استاز کشمکش های دائمی احساسی اندک دارماما آن چه به تمامی در می یابم، آرزوی باهم بودن استاز جنگ برای آن که فقط جانی به در برماحساسی اندک دارماما آن چه به تمامی دریافته امچیزی ست که در این بازی نهفته مارگوت بیکل
در این دنیا ........ - تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 12:11
در این دنیا که مردانش عصا از کور میدزدند من خوش باور نادان محبت جستجو کردم
ای که یادت ........... - تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 12:11
ای که یادت از همه پیر، جوان دل می رباید به هوای کوی تو هر لحظه دل پر می گشاید هم امید قلبی، هم پناه جانی نور مطلق زمین، آسمانی جلوه زیبای های بیکرانی تو شدی، دنیای من، رویای من ای جانان رود از چشمان من اشکم به یادت همچو باران
عقل تو ....... - تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 12:11
عقل تو حاصل حيات عشق تو سر کائناتپيکر خاک خوش بيا اين سوي عالم جهاتزهره و ماه و مشتري از تو رقيب يک دگراز پي يک نگاه تو کشمکش تجلياتدر ره دوست جلوه هاست تازه بتازه نوبنوصاحب شوق و آرزو دل ندهد بکلياتصدق و صفاست زندگي، نشو و نماست زندگيتا ابد از ازل بتاز ملک خداست زندگيشوق غزلسراي را رخصت هاي و هو بد...
گر به تو افتدم نظر.... - تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 12:11
گر به تو افتدم نظر.... تاريخ : دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۶ | 9:11 | نویسنده : بابک اعلم گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو از پی دیدن رخت همچو صبا فتادهام خانه به خانه در به در، کوچه به کوچه کو به کو میرود از فراق تو خون دل از دو دیدهام دجله به دجله یم به یم، چ...
سلام سلام سلام - تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 12:11
سلام سلام سلام سلامی بر شماسلامی گرم سلامی آشنا سلام سلام با امید بسیار می گوییم یکصدا سلام سلام اکنون آغازی نو و این آغاز بهر شادی توست
هر کسی یارش را به نوایی میخواند - تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 12:11
هر کسی یارش را به نوایی میخواند کسی میگوید عزیز کسی میگوید دلدار کسی فقط نام را صدا میزد که نام مقدس است
یارای حرفم زدنم نیست........ - تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 12:11
مهر سکوت بر لب زدهامو مینویسم از تنهایی خویش با نوشتن آرام میشوم گویا روزه سکوت گرفتهام گر تو نباشی یار من گر تو نباشی همراه من گر تو نباشی کنار من با که توان گفت سخن سکوت میکنم و مینویسم و هیچ وقت زبان نمیگشایم تمامی حرفهایم را مینویسم تا روزی که به تو برسم به تویی که تمامی هستیم را ربودی آنگاه سخن...